امتیاز: دیگو مارادونا با شادی بی پروا همانطور که بازی می کرد زندگی کرد



پنج سال پیش ، دیگو مارادونا با اضافه وزن برای تقویت صلح جهانی یک مسابقه خیریه فوتبال در کلمبیا انجام داد. چیزی که باعث به یاد ماندنی شدن بازی شد پنالتی او نبود بلکه اتفاق بعدی بود.

مارادونا توسط هاله ای از نگهبانان از میدان همراه شد ، یکی از آنها در نزدیکی جمعیتی که اطراف آنها تشکیل شده بود ، به داخل آن رانده شد. مارادونا برای جا گرفتن عقب رفت و با کت زرد به کشاله ران کارمند لگد زد.

به خاطر داشته باشید که هدف از این رویداد ترویج صلح جهانی بود.

اقدامات او پس از مسابقه باعث محکومیت گسترده شد ، اما نه همه. در بعضی جاها رفتارهای محافظت نشده وی احساس گرما را برمی انگیزد.

انگیزه و کودکی مارادونا را در استادیوم بوگوتا ویران کرد و او را تبدیل به غالب ترین و شادترین بازیکن نسل خود ، شاید تا به حال کرد. در آن زمان ، جهان کاستی های او را به عنوان بهایی برای پرداخت نبوغ او پذیرفت.

بنابراین ، هر زمان که مارادونا در دوران بازنشستگی کار اسفناکی انجام می داد ، خواه بی ادبانه پله را مسخره می کرد و یا در خیابان های کرواسی مستانه می جنگید ، همیشه به همان اندازه خشم ، خنده نیز وجود داشت. چگونه کسی می تواند روحی را شجاع قضاوت کند که بتواند در کل خط دفاعی انگلیس در مرحله یک چهارم نهایی جام جهانی 1986 اسلالوم کند؟

یکی از بزرگترین ارواح قرن 20 در روز چهارشنبه درگذشت. دیگو آرماندو مارادونا در سن 60 سالگی بر اثر حمله قلبی درگذشت.

در بیشتر ورزش ها خطوط مشخصی وجود دارد که بازیکن را از شخص جدا می کند. فوتبال نیست. خارج از بوکس ، که عمق شخصیتی را نشان می دهد که در زندگی معمولی ظاهر نمی شود ، هیچ شکلی از رقابت اینقدر رقبا را نشان نمی دهد.

این بازی مانند زندگی است ، زیرا بیشتر اوقات هیچ اتفاقی نمی افتد. مقصد مانند مقصد دور هستند. بازیکنان با فلسفه نحوه مسافرت تعیین می شوند ، شبیه روشی که مردم با ایده های خود در مورد نحوه زندگی مشخص می کنند. مفاهیم فوتبالیست ها در مورد چگونگی انجام بازی اغلب رویکردهای آنها در زندگی را نشان می دهد.

مارادونا که در فقر شدید در بوینس آیرس به دنیا آمد ، نترس بود. او چه در زمین و چه در خارج از زمین مانع نمی شود.

او که فقط 5 فوت و 5 ایستاده بود ، مانند باری سندرز بود که توپ در پاهایش بود – قدرتمند ، با مرکز ثقل کم ، قادر به تغییر مسیرها در یک لحظه است. تکنیک او با هیچ یک از معاصرانش قابل مقایسه نیست. او پای خیلی درستی نداشت اما نیازی به یک پا هم نداشت. سمت چپش خیلی خوب بود. او میدان را بهتر از هر کس دیگری می دید و همین امر او را به یک رهگذر با استعداد تبدیل کرد. او کاملاً غیرقابل پیش بینی بود.

مارادونا به عنوان یک بازیکن ، به معنای واقعی کلمه ، در وسط همه چیز قرار داشت. او اراده خود را به بازیهایی تحمیل كرد كه هیچ كس قبل و بعد از او نبود.

به گزارش ESPN Stats & Info ، هنگامی که آرژانتین جام جهانی 1986 را از آن خود کرد ، 567 امتیاز او بیشترین امتیاز را در مسابقات داشت. مارادونا 10 گل از 14 گل آرژانتین را به ثمر رساند یا پاس گل داد.

مارادونا حتی پس از متوقف شدن در آزمایش های مثبت کوکائین ، حتی پس از کاهش سن به عنوان دریبلر ، مرکز حمله آرژانتین در جام جهانی 1994 بود. افدرین

او وقتی فوتبال در دفاعی ترین و خشن ترین شکل خود بود ، از آن نوع تأثیرات برخوردار بود.

مارادونا غالباً مورد انواع نبردها قرار گرفته است که امروز کارت قرمز مستقیم می گیرد. وی ورشکسته ترین بازیکن در هر سه جام جهانی از 1982 تا 1990 بود.

او بیشتر حرفه خود را قبل از استفاده از قانون بازگشت پاس یا تغییر در قانون آفساید بازی می کرد ، که برای ارتقا امتیاز بیشتر طراحی شده بود. وی سپس در سری دفاعی معروف ایتالیا بازی کرد. تیم ها فقط دو امتیاز برای برد کسب کردند که باعث می شود باشگاه ها کمتر از سنگربان خود بیرون بیایند.

امری که باعث شد مارادونا حتی بیشتر از حد طبیعی نیز احساس شود.

توانایی های بداهه گویی او تضاد آشکاری با بازی پیرامونش دارد که هرچه بیشتر سیستماتیک می شود ، از حالت دفاعی برخوردار می شود. او نظر خود را هنگامی بیان کرد که سایر بازیکنان ستاره توجه بیشتری به تصاویر عمومی خود داشتند. هنگامی که آرژانتین در فینال جام جهانی 1990 از آلمان شکست خورد ، او در زمین آشکارا گریه کرد.

با گذشت زمان ، او فراتر از یک فوتبالیست شد. او به یک نماد پوپولیست تبدیل شده است.

تصور کنید اگر آلن ایورسون به بزرگترین بازیکن بسکتبال تاریخ تبدیل شده بود. یا اگر مایک تایسون از دستاوردهای ری رابینسون و محمد علی پیشی گرفته بود.

این مارادونا بود.

غیرقابل پیش بینی بودن ویژگی بازی او نیز مشخصه بارز زندگی شخصی اوست. او زندگی می کرد که چگونه بازی می کند ، شاد و بی پروا. او مشغول تفریح ​​بود ، کوکائین داروی مورد علاقه وی بود.

جانشینان او از شکست های او درس گرفته اند. بازیکنان اکنون بیشتر مراقب بدن خود هستند. با این حال ، چیزی در پیشرفت در حرفه ای گم شد.

لیونل مسی فینالیست سازگارتر از مارادونا است. مسی بازی های بیشتری انجام داده و گل های بیشتری نیز به ثمر رسانده است.

اما او مارادونا نیست ، همانطور که لبرون جیمز مایکل جوردن نیست. مسی هرگز باعث این همه پرستش یا نفرت نخواهد شد. او هرگز اینقدر خوب نخواهد بود ، بسیاری بحث خواهند کرد.

هرچه آماری بخواند ، مهم نیست که چه کسی می گوید مسی بهتر از مارادونا است ، هیچ چیز ذهن افرادی را که یادآور شوکی هستند که مارادونا خود را با سر تا مچ پا یا ناگهان انداخت توپ را به سمت خودش انداخت تا بتواند با یک ضربه روی دوچرخه پاس بدهد.

و اگر مارادونا به نمایش بازنشسته تبدیل شود ، البته این کار را می کند. او بود




منبع: paper-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>