[ad_1]

دشوارترین داستان ها برای نوشتن داستان هایی هستند که حرف های زیادی برای گفتن دارند. به عنوان مثال ، وقتی موضوع رافر جانسون است.

شما قبلاً می دانید که او چهارشنبه درگذشت. احتمالاً می دانید که او مشهور بود زیرا ، در میان بسیاری چیزهای دیگر ، در سال 1960 در مسابقات دهگانه در رم مدال طلای المپیک را از آن خود کرد. در آن روزها ، مردی که این کار را انجام داد ، به سرعت به عنوان بزرگترین ورزشکار جهان لقب گرفت ، و هنگامی که شما مجبورید دو روز بدوید و بپرید و از طریق خستگی فزاینده ، در برابر بهترین های جهان ، در صحنه بین المللی ، پرتاب کنید ، نام مستعار بود سزاوار امروزه این نام بیشتر به نظر کسانی که توپ های بسکتبال را فرو می برند یا مارپیچ می اندازند بیشتر است.

احتمالاً می دانید که شهرت وی به روشنایی مشعل المپیک در روز افتتاحیه بازی های 1984 در لس آنجلس گسترش یافت. داستان های او از بالا رفتن وحشتناک از پلکان متزلزل تا شعله های آتش سوزی لس آنجلس یادبود کولوسئوم باعث شده است تا در بسیاری از مراسم ناسزا گفت.

داستان ترور رابرت اف کندی در سال 1968 در آشپزخانه هتل قدیمی ambasador در لس آنجلس همین است. یکی از حامیان RFK ، رافر و روزی گریر ، دیگر ورزشکار عضلانی ، روی سیرهان سیرهان بر روی تیرانداز پریدند ، او را فشار داده و تپانچه خود را بیرون کشیدند.

خیلی بیشتر است زیرا او خیلی بیشتر بود. خلاصه داستان زندگی یک شخص اغلب تحت سلطه جوایز ، پلاک های روی دیوار ، غنائم موجود در پرونده و قرار دادن ترحیم در یک روزنامه محلی است. او در صفحه اول اکثر آنها ، جایی که قرار بود باشد ، بود. اما به اندازه کافی این خلاصه ها آنچه را که باید بیشتر گفته شود به دست نیامده است: اینکه رافر جانسون صادق ترین ، صادق ترین فردی است که هر کس از ما می تواند بشناسد.

ما به همان اندازه دوست بودیم که هر کسی در این مقاله می توانست با یک منبع خبری دوست باشد. خیلی نزدیک شوید و عینیت شما از بین رفته است. ناهار خوردیم ، مصاحبه کردیم ، وقتی در مورد روزهای خوب گذشته با هم درگیر شدیم صحبت کردیم. من و همسرم با همسرش بتسی آشنا شدیم. سالها پیش ، پسر ما در المپیک ویژه شرکت کرد. رافر بنیانگذار اصلی بود ، او بسیار مراقبت می کرد و درباره آن س askedال می کرد. موارد مشترک ما منجر به تبادل کارت های کریسمس و اطلاعات مربوط به زندگی شد. اگر رافر یک سال دیگر زندگی می کرد ، او و بتسی پنجاهمین سالگرد ازدواج خود را جشن می گرفتند.

هدف از یکی از مصاحبه های ما این بود که وی صحبت کند تا در مورد کمیته انتخاب منتخب توسط پیتر هوبرتروت ، مدیرعامل کمی شناخته شده تجارت گردشگری ، در راس بازی های المپیک 84 صحبت کند. مدت هاست که در مورد رای قاطع رافر صحبت شده و حتی هنگامی که رافر برای روشن کردن مشعل انتخاب شد ، کمی جنجال در رسانه ها ایجاد شد. نظریه پردازان توطئه ، بوی بازگشت را می دهند ، و این نکته بدیهی را که بهترین گزینه رافر بود ، از قلم انداختند. در این باره پرسیدم ، حتی فشار دادم.

رافر آن روز و چندین بار پس از آن گفت: “ترجیح می دهم نگویم.”

مطمئناً ، افرادی هستند که می دانند ، اما اوبرروت می گوید که او یکی از آنها نیست.

دارنده مدال های ده گانه در بازی های المپیک 1960 رم در کنار هم ایستادند.

دارنده مدال های ده گانه در بازی های المپیک رم 1960: دارنده مدال طلا ، رافر جانسون ، مرکز ، در کنار دارنده مدال نقره سی سی یان از چپ و دارنده مدال برنز واسیلی کوزنتسوف از اتحاد جماهیر شوروی ایستاده است.

(آسوشیتدپرس)

هوبرتروت روز جمعه گفت: “من همیشه این را می شنیدم ، اما هرگز مطمئن نبودم.” “یادم می آید که او از اولین کسانی بود که به من سلام کرد – و آنچه را که می آمد به من هشدار داد.”

در نظر گرفتن موضوع با رأی به معنای تزریق رافر به تاریخ Uberroth است. هرگز به داستان کسی تزریق نمی شود.

آن مایرز دریسدیل ، که شغل بسکتبال UCLA او را به شرکت مکرر هم ستاره بزرگ بروین تبدیل کرده بود ، روز گذشته به خوبی گفت. رافر هرگز در مورد او و همیشه درمورد بقیه نبود.

برخی از شواهد غیر مرتبط با از خودگذشتگی رافر وجود دارد.

هنگامی که بنیاد LA84 در حال آماده سازی نمایشگاه اخیر خود بود ، رافر جانسون: زندگی او. نفوذ او – بتسی مجبور شد به طور مخفیانه برای یادگاری هایی که در قفسه های گاراژ پر شده بودند بجنگد. چیزهایی که در خانه و دیوارها و قفسه های غنائم آویزان بود ، دستاوردهای فرزندانش ، دختر جنی و پسرش جاش بود. چیزهایی مانند مدال طلا و تالارهای مشاهیر برای گرد و غبار و مقوا به نمایش گذاشته شده بود.

مدتی پیش بیل پلاسکه از روزنامه تایمز نوشت که چقدر حیرت انگیز است که به رافر هرگز برای آزادی مدال ریاست جمهوری اعطا نشده است. به لیست صدها نفر آنها – و ده ها ورزشکار – نگاهی بیندازید و احتمالاً موافقت خواهید کرد.

اگرچه پلاشکه درست است اما خیره کننده نیست. رافر جانسون یکی از کم ادعا ترین افرادی بود که تاکنون زندگی کرده است. او عاشق نورافکن ها بود ، به شرطی که متعلق به شخص دیگری باشد.

رافر حتی در هنگام برخورد با چیزهایی با ارزش تاریخی زیاد ، مانند ترور رابرت اف کندی ، خویشتندار بود. در یکی دیگر از مصاحبه های ناهار خود ، به دنبال جزئیات مربوط به آن شب بودم. اما هر چیزی که به قهرمانی اشاره می کرد ، حتی اگر اقدامات امشب او بود ، رافر را ناراحت می کرد. کندی مرده بود. همه اینها مهم بود. او آن را یکی از “ویران کننده ترین زمان” زندگی خود خواند.

داستان کمی شناخته شده اسلحه قاتل ، پس از کنجکاوی قابل توجه ، دوباره به عنوان یک فکر اضافی منتشر شد.

رافر گفت: “روزی با او می جنگید و من دستم را روی اسلحه سیرهان گرفته بودم.” “او را محکم به تپانچه فشار دادند و من دست او را گرفتم تا آن را بپوشاند و تا آنجا که ممکن بود محکم نگه داشتم.”

به هر حال ، او گفت ، گریر آنقدر روی سیرهان سنگینی کرده بود که نمی توانست حرکت کند. این به رافر اجازه داد تا آرام آرام تپانچه را از دست سیرهان بیرون بکشد. شوکه شده ، آن را در جیب کت خود فرو برد ، به سمت ماشین خود رفت و به خانه رفت ، کت خود را کنار تخت درآورد و مبهوت خوابید. چند ساعت بعد ، او از خواب بیدار شد ، فهمید که باید به بیمارستان برگردد و هنگام پوشیدن ، وزنه عجیبی را در جیب کتش احساس کرد.

وی گفت: “من با پلیس تماس گرفتم.”

رافر جانسون با دست غریبه ای که به او نگاه می کند دست می دهد.

رافر جانسون در رافر جانسون شرکت می کند. زندگی خود. تأثیر آن »نمایشگاه در بنیاد LA84 در تاریخ 28 آوریل 2019.

(بنیاد LA84)

برای بسیاری دیگر ، این داستانی خواهد بود که حضورهای مشهور گسترده و تازه کشف شده را تحریک می کند – یک برنامه گفتگوی تلویزیونی برای هفته ها ، شاید حتی یک کتاب. نه برای رافر. او احتمالاً چندین نفر دیگر را از تیراندازی در غوغا نجات داد. او یک قهرمان بود ، اما رادار رافر هرگز اجازه نمی داد که این تابش روی سطح ظاهر شود. هنگامی که او داستان را گفت ، او فقط به صورت مختصر و فقط هنگامی که تحت فشار قرار گرفت ، این کار را انجام داد.

قبل از نوشتن در مورد یک ستاره سابق ورزش ، من معمولاً گردآوری های مختلف ستون های جیم موری را بررسی می کنم. ویژگی های برنده جایزه بزرگ و بزرگ تایمز پولیتزر همیشه کلاسیک بوده و شایسته تکرار است. نگاهم طولانی و سخت بود. موری در رافر بسیار کم بود. این برای هیچ یک بی اعتبار نیست. بهترین ستون های موری معمولاً مقداری از شکوه و عظمت را نشان می دهند. رافر کمی داشت. او اعتماد به نفس داشت ، تقریبا مقصر. در جهان اول امروز ، او مانند او ناپدید می شود.

هنگامی که رافر مسابقه خسته کننده دهکده 1960 را در مسافت 1500 متر که بیشتر از همه متنفر بود اجرا کرد ، این کار را با نزدیک ماندن به دوست و هم تیمی خود در UCLA ، CK یانگ انجام داد تا امتیاز کافی برای کسب مدال طلا را بدست آورد. . وی سپس پرچم آمریکا را به چنگ نیاورد و یا در این صحنه قدم نزد. او نزد ایان رفت ، او را در آغوش گرفت و از خستگی ، دوستی و عطوفت به او تکیه داد.

رافر جانسون سر خود را روی شانه هم تیمی و شریک آموزشی UCLA سی کی یانگ می گذارد.

رافر جانسون پس از باخت در مقابل یانگ در مسافت 1500 متر ، اما کار خود را با کسب امتیاز کافی برای کسب مدال طلا در بازی های دهگانه المپیک 1960 ، سر خود را روی شانه هم تیمی و شریک تمرین UCLA قرار داد.

(کیستون / گتی ایماژ)

قبل از اینکه رافر به سیرهان حمله کند ، اطمینان حاصل کرد که همسر کندی ، اتل ، حدوداً 20 فوت با او بوده است. او را به زمین انداخت و از او دفاع کرد ، سپس تیرانداز را لود کرد.

اتل کندی برای آزادی مدال ریاست جمهوری دارد.

هنگامی که رافر رئیس سپاه دانشجویی UCLA بود ، حقوق مربیان از جمله جان وودن را امضا کرد. رافر سال ها بعد گفت: “وقتی کسی از من در این باره س askedال کرد ، من همیشه احساس خجالت می کنم.”

جان وودن یک مدال ریاست جمهوری برای آزادی دارد.

آخرین سخنان اوبرروت به طور خلاصه احساسی است که اکنون بسیاری از ما احساس می کنیم.

وی گفت: “ما یک انسان شگفت انگیز را از دست دادیم و من یک دوست واقعی خود را از دست دادم.” “با مرگ این روزها ، برای برخی از ما بیش از 80 سال ، این مسائل را جدی می گیریم. من در این مورد با رافر مشکل دارم. “

مدال های ریاست جمهوری برای آزادی گاهی پس از مرگ اهدا می شوند.



[ad_2]

منبع: paper-news.ir

ایندکسر