حقایق جالب در مورد چنگیز خان مغول


چنگیز خان مغولی

اقتصاددان 24- اگرچه نام چنگیزخان معمولاً مترادف با شرور و کشتار مردم است، فقط یک مرد بسیار سرسخت و شجاع می تواند تمام آسیای مرکزی، بیشتر روسیه و اروپای شرقی را در یک مکان واحد فتح کند. چنگیز خان تنها مردی در تاریخ است که توانست بزرگترین امپراتوری واحد را که از اقیانوس آرام در شرق تا اروپای شرقی در غرب امتداد داشت، کنترل کند.

او قبایل متخاصم مغولستان را که دائماً با یکدیگر در جنگ بودند متحد کرد و آنها را زیر پرچم خود آورد و در نهایت ارتش بسیار قدرتمندی تشکیل داد. چنگیزخان در زمان اتحاد اقوام مغول 4000000 کیلومتر مربع زمین در اختیار داشت و تا زمان مرگش این رقم به بیش از 13500000 کیلومتر مربع رسید. در ادامه این مقاله قصد داریم شما را با 11 واقعیت جالب و باورنکردنی درباره این امپراتور مغولستان آشنا کنیم که شاید ندانید.

1- چنگیز خان ممکن است نقش مهمی در جلوگیری از گرم شدن زودرس زمین داشته باشد

چنگیز خان بیش از 40 میلیون نفر را در جریان خشم خود کشت و او را به عنوان یک حافظ محیط زیست و محیط زیست شناخته شد و از گرم شدن زودرس زمین جلوگیری کرد. او با کشتن این افراد توانست 700 میلیون تن کربن را از جو خارج کند. از یک طرف، کشتار 40 میلیون نفر بسیار تکان دهنده است، اما دانشمندان معتقدند که این کار باعث تغییرات آب و هوایی ناشی از انسان و خنک شدن سیاره زمین شده است. بنابراین، زمین هایی که قبلاً توسط انسان ها اشغال شده بود، به جنگل تبدیل شدند که به نوبه خود کربن بیشتری را از جو زمین جذب می کردند. امروزه، مصرف جهانی سوخت فسیلی تقریباً 700 میلیون دی اکسید کربن در سال ایجاد می کند، که به همان میزانی است که چنگیز خان در تمام دوران فتح خود از جو حذف کرد.

2- از هر 200 نفر در جهان امروز یک نفر از نوادگان مستقیم چنگیزخان است.

حدود 16 میلیون یا 0.5 درصد از جمعیت مرد جهان از نوادگان مستقیم چنگیز خان هستند، به این معنی که این مردان کروموزوم تخمک را از مردی که حدود هزار سال پیش می زیسته به ارث برده اند. کروموزوم تخمک نیز از والدین به فرزندان منتقل می شود. ما هرگز از تعداد دقیق نوادگان چنگیزخان، از جمله زنان، مطلع نخواهیم شد. چندین نسل از فرمانروایان آسیا و روسیه مانند خاندان سلطنتی مغول، نوادگان تیمور از طریق بابر، سلسله یوان در چین، ایلخانیان در ایران، جوشیدها، شیبانیان صربستان، آستاراخانهای آسیای میانه و … جیری کریمه همگی از نوادگان چنگیزخان هستند. در واقع، بسیاری از این افراد خوشحال و مفتخرند که از نوادگان مستقیم چنگیزخان هستند.

3- چنگیزخان در سال 1177 دستگیر و زندانی شد، اما با دوستی با یکی از زندانبانان خود موفق به فرار شد و از همان زمان بود که شهرت او به اوج رسید.

زمانی که پدر چنگیزخان مسموم شد، چنگیزخان تنها 9 سال داشت و با دختری از قبیله دیگری که قرار بود با او ازدواج کند زندگی می کرد. وقتی خبر مرگ پدرش به چنگیز رسید، او به آنجا بازگشت تا به جای پدرش به عنوان رئیس قبیله بنشیند، اما بزرگترهای قبیله او را نپذیرفتند و اجازه ندادند خانواده اش در میان افراد قبیله باشند. . در سال 1177 بود که چنگیز خان در جریان حمله مردان قبیله پدرش به نام تای جود دستگیر شد. او را به یوغی بستند که چنگیز را از حرکت سر یا شانه هایش باز می داشت، اما پاهایش آزاد بود. چنگیز با کمک یکی از نگهبانانش موفق به فرار شد و همین امر باعث شهرت نام چنگیز شد. بعدها پسر آن گارد چیلاون را به عنوان یکی از ژنرال های خود برگزید.

4- کشته شدن کاروان بازرگانان مغول توسط یکی از والیان خوارزمشاه، چنگیز را بر آن داشت تا با 200 هزار سرباز به ایران حمله کند.

در سال 1218 هنگامی که چنگیزخان کاروانی از بازرگانان مغول را تحت کنترل خوارزمشاهان به ایران فرستاد، والی ایرانی منطقه اوترار آنها را دستگیر و کشت. چنگیزخان با 200000 سرباز به تلافی به ایران حمله کرد و با ریختن نقره مذاب در چشم و دهان والی فرماندار را کشت. اکنون می توانیم بفهمیم که جرج آر آر مارتین برخی از تصویر و ویژگی های دوتراکی ها را از مغول ها گرفته است. هنگامی که والی اوتارا از پرداخت خسارات ناشی از نابودی کاروان مغول و بازرگانان آن کشور خودداری کرد، سه فرستاده مغول دیگر برای شکایت به دربار خوارزمشاه فرستاده شدند، اما سلطان خوارزمشاه نیز سر دو نفر از فرستادگان چنگیز را تراشید و سر سومی را که مسلمان بود برید.

حتما بخوانید:
برادر ستاره فوتبال دستگیر شد

چنگیز خان که از این واکنش تند خوارزمشاهیان نترسید، با 200000 سرباز حمله همه جانبه را برای کشتن یا به بردگی گرفتن ساکنان شهرهای بخارا، گنجه و سمرقند (پایتخت) آغاز کرد. این جنگ که از سال 1219 تا 1221 به طول انجامید، با کشته شدن بیش از 1.25 میلیون نفر همراه بود. شاه خوارزمشاهی موفق به فرار شد و چنگیزخان دو تن از سرداران خود به نام های سوبوتای و جابا را با 20000 سرباز به تعقیب او فرستاد. شاه خوارزمشاهی که متواری شده بود سرانجام در جزیره کوچکی به نام آبسکون به طرز مرموزی درگذشت.

5- چنگیز خان نه تنها مردی را که در میدان جنگ به گردن او شلیک کرد بخشید، بلکه او را به یکی از بهترین و مورد اعتمادترین ژنرال های خود تبدیل کرد.

در برخی از روایت های چنگیز خان آمده است که او در سال 1201 در نبردی به نام 13 طرف گلوله ای از ناحیه گردن کشته شد. چنگیز پس از پیروزی در نبرد می خواست با مردی ملاقات کند که اسبش و خودش را مجروح کرد. این مرد که زورگادو نام داشت به گناه خود اعتراف کرد و سوگند یاد کرد که اگر زنده بماند با امانتداری به او خدمت کند. از آنجایی که چنگیزخان وفاداری را مهمتر و ارجحتر از هر چیز دیگری می دانست، مهاجم خود را بخشید و نام او را به Jabe تغییر داد که در زبان مغولی به معنی تیر و سلاح است. داستان دیگری می گوید که جابه فرار کرد و توسط گروهی از سربازان اسیر شد، اما توانست اسب چنگیزخان را بکشد. او پس از دستگیری از چنگیزخان تقاضای حفاظت کرد و قول داد که برای اسب کشته شده چنگیز، اسب های زیادی برای او بیاورد که این کار انجام شد.

6- چنگیزخان سیاستمداری بسیار توانا بود و دخترانش را حاکمانی بسیار توانا می ساخت

چنگیزخان دختران خود را به ازدواج پسران خانواده های بزرگ و حاکم درآورد و سپس دامادهای خود را به جنگ فرستاد تا اطمینان حاصل کند که دخترانش در غیاب شوهرانشان حکومت خواهند کرد. دامادهای چنگیزخان معمولاً در جنگ ها می مردند و دخترانش از پسرانش فرمانروای بهتری بودند.

چنگیز خان نه تنها یک سرباز نترس و بی باک در میدان جنگ بود، بلکه یک مغز متفکر استراتژیک بود که بازی های بسیار طولانی انجام می داد و ظاهراً یک فمینیست بود. او هفت یا هشت دختر داشت و وقتی با پادشاهان متحد ازدواج کردند، همسران قبلی آن پادشاهان یا تبعید شدند یا قدرت خود را از دست دادند. چنگیز مطمئن شد که نه تنها پسرانش، بلکه دخترانش نیز در توسعه امپراتوری او سهیم باشند. سرانجام دخترانش صاحب قلمروهایی از دریای زرد تا دریای خزر بودند.

7- اکثر اوقات ارتشش کوچکتر بود اما با استفاده از تاکتیک های هوشمندانه دشمن را شکست داد

این اشتباه است که فکر کنیم چنگیزخان فتوحات خود را با برتری عددی مطلق نیروها و وحشیگری آنها به دست آورد. او توانایی زیادی در طراحی تله های حیله گر و فریب دشمنان خود داشت. مغول ها اسب های زیادی داشتند، ارتشی متشکل از حداقل پنج یا شش اسب، و همیشه از اسب های بیشتری برای برتری در جنگ ها استفاده می کردند. از آنجا که آنها اسب های زیادی داشتند، سربازان مغول می توانستند با تعویض اسب ها به سرعت از روی خشکی پیشروی کنند. این سربازان با بستن یک جارو یا تکه چوب به دم اسب های خود گرد و غبار ایجاد می کردند و بدین ترتیب دشمن گمان می کرد که لشکر مغول بسیار بزرگتر از آن چیزی است که واقعاً بود. همچنین چنگیزخان قبل از حمله، اسیران و غیرنظامیان را سوار بر اسب های اضافی می کرد تا استعداد ارتش خود را بیش از آنچه بود نشان دهد، دشمن را بترساند و روحیه آنها را تضعیف کرد یا آنها را مجبور به تسلیم کرد.

8- چنگیزخان یکی از اولین موارد جنگ بیولوژیک را به نام خود ثبت کرد

در سال 1346 ارتش تاتار از اجساد متعفن و پوسیده جنگجویان مغول در محاصره شهر کافا (فئودوسیا امروزی در کریمه) به عنوان سلاح استفاده کرد. تاتارها اجساد سربازان کشته شده خود را به داخل شهر انداختند که باعث شیوع طاعون در شهر شد و با عقب نشینی مدافعان شهر راه برای فتح منطقه توسط سپاهیان مغول باز شد. طاعون چیکارکی در میان جوندگان کوچکی که در استپ های مغولستان زندگی می کنند رایج است. ارتش مغول توانست این بیماری را به گونه ای به نیروهای دشمن منتقل کند که زنجیره آلودگی گسسته نشود. بنابراین جوندگان این مناطق به غیر از انسان نیز به طاعون خیار مبتلا شده و به مناطق دیگر منتقل شدند. مورخان بر این باورند که این پرسش سنگ بنای مرگ سیاه یا طاعون بزرگ شد که تقریباً یک سوم جمعیت اروپا را در سال‌های بعد کشت.

حتما بخوانید:
بانک ها فردا شنبه 3 آذر ساعت کار شعب سرمایه تعطیل هستند

بیشتر بخوانید: آثار باستانی ایران چگونه از اروپا به دست آمد؟


9- چنگیزخان مسیر رودخانه ها را تغییر داد و به این ترتیب راه را بر سرزمین هایی که قصد حمله داشت بست.

در سال 1209 چنگیزخان می خواست به قلمرو تانگوت در چین حمله کند. آنها پاسگاه های مرزی ارتش تانگوت را نابود کردند و تا شهر چونگ هوسینگ (یین چوان امروزی) در سواحل رودخانه زرد پیشروی کردند. هنگامی که حملات مستقیم ارتش مغول با شکست مواجه شد، چنگیزخان سرانجام دستور داد رودخانه زرد را به داخل شهر منحرف کنند و باعث سیل در شهر شد. اگرچه این طرح نسبتاً موفقیت آمیز بود و به ارتش خودی آسیب وارد کرد، اما این چنگیز بود که سرانجام در این محاصره پیروز شد و قلمرو دیگری را به امپراتوری خود اضافه کرد. چنگیز خان بارها ثابت کرده که مردی با روح باز و رهبری متفکر است.

او با تیمی از صنعتگران و مهندسانی سفر کرد که همیشه راه حل های خلاقانه ای برای مشکلات او در میدان جنگ پیدا می کردند. هرگاه چنگیز سرزمینی را فتح می کرد، صنعتگران و مردم فهیم منطقه به عنوان تاکتیکی برای حل مشکلات در فتوحات بعدی او استفاده می کردند. برای عبور از دیوار، دیوار بلندتری می‌ساخت، توپ‌های فلزی پر از باروت شلیک می‌کرد، رودخانه‌ها را برای ایجاد سیل منحرف می‌کرد یا از ورود آذوقه به شهرهای محاصره شده جلوگیری می‌کرد. او فن‌آوری‌ها و روش‌های مهندسی جدید را از سرزمین‌های فتح شده به‌ویژه فناوری چینی‌ها و اعراب اتخاذ کرد.

10. چنگیزخان خود را با مردان قدرتمند و باهوش احاطه کرد، از جمله یک مرد دانا کنفوسیوس به نام یلو چوکای، که به او پیشنهاد کرد که به جای نابودی کامل، خراج بگیرد.

چوکار زرد بیشتر به خاطر سخنان حکیمانه اش معروف است. یکی از این ضرب المثل ها به این صورت است: «امپراتوری ها با اسب فتح می شوند، اما با اسب نمی توان آنها را اداره کرد». او تنها 28 سال داشت که به مشاوران چنگیزخان پیوست و تا زمان مرگش در سال 1244 در خدمت چنگیزخان و پسرانش بود. او نقش مهمی در جدایی قدرت نظامی و غیرنظامی ایفا کرد، به فرمانروایان مغول نحوه مدیریت قلمرو را آموخت، از خشونت های غیرضروری جلوگیری کرد و نظم و عدالت را در سرزمین های فتح شده برقرار کرد. چوکای زرد حتی چینی های تحت سلطه مغول ها را تشویق کرد تا فناوری و سلاح های خود را با مغول ها به اشتراک بگذارند که بعداً نقش مهمی در شکست سلسله سونگ ایفا کرد.

11- بنا به درخواست چنگیز خان، کسی محل دفن او را فاش نکرد و هیچ یک از دفن ها زنده نماند.

چنگیزخان در سال 1227 در سن 65 سالگی در جریان نبردی در غرب جیا درگذشت. هیچ سند یا گزارش موثقی در مورد علت مرگ او وجود ندارد، اما چندین نظریه ارائه شده است که قابل تایید نیست. او ممکن است بر اثر بیماری، زخم جنگی یا سقوط از اسبش کشته شده باشد. قبل از مرگش به نزدیکانش دستور داد که قبرش را پنهان کنند و درباره قبرش صحبت نکنند. غلامانی که مقبره او را ساختند با مرگ ساکت شدند و همین اتفاق برای سربازانی افتاد که آن بردگان را کشتند.

گفته می شود زمانی که سربازان شروع به کشتن افراد درگیر در دفن چنگیز خان کردند، به کشتن سایر سربازان و خود ادامه دادند تا راز محل دفن چنگیز خان برای همیشه یک راز باقی بماند. بر اساس افسانه های قومی مغولی، اسب ها را رها کردند تا محل دفن چنگیز را زیر پا بگذارند و هیچ اثری از دفن او باقی نماند. تاکنون هیچ باستان شناسی موفق به یافتن مقبره چنگیز نشده است. باستان‌شناسی به نام مائوری کراویتز 40 سال تلاش کرد تا مقبره چنگیز را بیابد، اما نتیجه‌ای نگرفت و در سال 2012 درگذشت و هرگز به حل این معما نزدیک نشد.

منبع: بهترین

دیدگاهتان را بنویسید