رشد مهاجرت فرزندان مسئولان اقتصاد 24


رشد مهاجرت فرزندان مقامات

اقتصاد 24— یک جامعه شناس سیاسی می گوید: در گفتگو با برخی از مسئولانی که فرزندان خود را به خارج از کشور فرستاده اند، شنیدم که مهاجرت فرزندان خود را نوعی مبارزه با استکبار می دانند و می گویند اگر در کشورهایی مانند آمریکا، کانادا، انگلیس، فرانسه و… . . .. اگر حضور داشته باشیم می توانیم نقش مهمی در مبارزه فرهنگی داشته باشیم. با توجه به نتایج به دست آمده باید گفت که حتی به این تقاضا هم نمی رسند.

در روزهای اخیر دوتابعیتی فرزندان مقامات دولتی بار دیگر با واکنش ها مواجه شد تا جایی که رئیس جمهور به مسئولان هشدار داد در صورت مهاجرت فرزندانشان، آنها نیز باید ایران را ترک کنند. اما نباید این موضوع را فقط در قالب دولت سیزدهم بررسی کنیم، بلکه در دولت قبل و دولت های گذشته موضوع دو تابعیتی ها برای دولت مشکل ساز شد تا اینکه در سال های اخیر قانونی در شورای اسلامی تصویب شد. بر اساس آن سایر رهبران دارای تابعیت مضاعف نمی توانند مقام رهبری در ایران به دست آورند.

در حالی که مسئولان ایران همیشه با گستاخی از میهن پرستی و آزادی صحبت می کنند، از سوی دیگر وقتی آمار مهاجرت فرزندانشان منتشر می شود، شاهد دوگانگی مشخص هستیم.
یک جامعه شناس سیاسی معتقد است: نگاه مدیران و مسئولان ایران به غرب تغییر کرده و اکنون مهاجرت فرزندان خود را فرصتی می بینند و با توجه به محیط زندگی خود که عمدتاً در میان قشر مرفه است، مهاجرت و تحصیل فرزندان خود را فراهم می کنند. خارج از کشور موضوعی طبیعی و عادی تلقی می شود که هنوز برای مقامات عالی سیاسی و اقتصادی کشور درک نشده است.

سید جواد میری به آرمان امروز می افزاید: میل به زندگی در جوامع اروپایی و آمریکایی به سال ها و دهه های آخر پس از پیروزی جمهوری اسلامی ایران بر نمی گردد و اگر بخواهیم نگاهی به تاریخ داشته باشیم می بینیم. که این رویه در زمان حکومت قاجار آغاز شد. او در حکومت پهلوی محبوب شد
حال به دوران کنونی رسیده است که باید آن را در قالب مدرنیته و زندگی پست مدرن قرار دهیم و بگوییم در بین ایرانیان میل به مهاجرت از همه طیف ها و طبقات وجود دارد، اما این تنها مسئولانی هستند که به دلیل توانایی مالی، فرستادن خانواده های خود و برای داشتن یک زندگی با کیفیت به خارج از کشور.”

حتما بخوانید:
لیکرز دوباره در حال امضای قرارداد 3 ساله کنتاوید کالدول-پاپا است

مبارزه با استکبار

وی در پاسخ به مهاجرت فرزندان مسئولان که همواره با واکنش همراه بوده است، می افزاید: در گفت و گو با برخی از مسئولانی که فرزندان خود را به خارج از کشور فرستاده اند، شنیده ام که مهاجرت فرزندان خود را نوعی مبارزه با آنها می دانند. استکبار و اینکه بگوییم اگر در کشورهایی مانند آمریکا، کانادا، انگلیس، فرانسه و… حضور داشته باشیم، می توانیم نقش مهمی در مبارزه فرهنگی داشته باشیم. با توجه به نتایج به دست آمده باید گفت که حتی به این تقاضا هم نمی رسند. البته اینکه ایرانیان تحت تاثیر مدرنیته قصد مهاجرت به کشورهای پیشرو غربی را دارند به دولت فعلی برنمی گردد، اما دافعه زندگی در ایران در 200 سال اخیر ارزش مطالعه دارد، چرا هیچ دولتی نمی تواند با نخبگان روبرو شود. چه کسانی مهاجرت می کنند و چه کسانی که می خواهند تعادل ایجاد کنند.”

این استاد جامعه شناسی با اشاره به قانون منع به کارگیری مدیران دوتابعیتی در پست های مدیریتی ادامه می دهد: موضوع دو تابعیتی آنقدر برای مسئولان مهم بود که مجلس در این زمینه قانونی را تصویب کرد، اما واقعیت این است که اصل موضوع موضوع مدیران ارشد ایران نیست». اگر نگاهی به آمار مهاجرت بچه های رده های متوسط ​​و پایین بیاندازیم شگفت انگیز خواهد بود. این خانواده ها از آنجایی که عمدتاً در نواحی شمالی شهر زندگی می کنند، به تدریج از شکل حکومت خارج می شوند و تحصیل یا زندگی در خارج از کشور را حق خود می دانند که باید به صورت ریشه ای در این مورد بررسی شود، زیرا جریان مهاجرت ایرانیان وجود دارد. نخبگان کل جامعه را با خود خواهند برد.

میری با اشاره به کم رنگ شدن شعار استکبارستیزی در بین مسئولان می افزاید: باید اضافه کرد که نگاه استکبارستیزی که در سال های اول انقلاب یکی از شاخص های آن محسوب می شد، اکنون به نظر نقشی ندارد. در سیاست برخی از مقامات، زیرا از جمله تمایل روزافزون آنها به زندگی در جوامع غربی است. در همه طبقات جامعه احساس مهاجرت وجود دارد، اما از آنجایی که حاکمان ایالت قدرت اقتصادی دارند، می توانند با سرمایه گذاری و خرید ملک در کشورهایی مانند آمریکا، کانادا و انگلیس برای خود و فرزندان خود اقامتگاهی به دست آورند، اما طبقات متوسط ​​و پایین ایران فرصت مهاجرت ندارند. نداشتند با توجه به اینکه جامعه کنونی ایران اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و غیره را می بیند. سرمایه در نوسان دائمی است، به شدت با تمدن غرب گره خورده است که می تواند خسارات جبران ناپذیری به ایران وارد کند. باید توجه داشته باشیم که تقریباً 200 سال پیش که طعم مدرنیته زیر زبان ایرانیان شیرین شد، از کشورهایی که نام بردیم فقط تعداد کمی مهاجرت را انتخاب می کنند که جذابیت این کشورها را با اعلامیه هایی که می دهند بیشتر می کند. ما آنها را تمدن برتر می نامیم. این یک موضوع سیاسی نیست که بخواهیم آن را فقط با مسئولان مرتبط کنیم، بلکه این موضوع به مرحله اپیدمی می رسد و هرکس توان مالی دارد به فکر مهاجرت است.

حتما بخوانید:
آب اکسیژنه هیدروژن پروکسید - آب اکسیژنه یا هیدروژن پروکسید با قیمت مناسب

میری با تاکید بر اینکه انزجار از زندگی در ایران را باید در چارچوب بحث های جامعه شناختی بررسی کرد، ادامه می دهد: همانطور که اشاره کردیم این بحث سیاسی نیست و لازم است در میزگردها و نشست های تخصصی به این موضوع توجه شود. چرا سازمان قدرت در 150 سال گذشته، شهروندان و نخبگان نتوانستند از خود در برابر جذابیت زندگی در غرب مدرن محافظت کنند. جامعه ایران همیشه قادر به گفت و گو در مورد چنین موضوعاتی نیست و می توانند آزادانه نظر خود را بیان کنند، بنابراین می توان مهاجرت نخبگان را که به نوعی چشم جامعه هستند، از این بحث ها تشخیص داد. نباید انتظار داشته باشیم که دولت از خروج شهروندان به قصد مهاجرت جلوگیری کند، بلکه می توان از آنها بخواهیم با تغییرات ساختاری در جامعه تعادلی بین طبقات جامعه ایجاد کنند تا شاهد بی عدالتی طبقاتی نباشیم.

مسئولان فعلی کشور که از نظر اقتصادی متفاوت از سایر اقشار جامعه هستند، سعی دارند با فراهم کردن شرایط تحصیل فرزندانشان در کشورهای غربی، شبکه مدیریتی خود را تثبیت کنند تا در آینده فرزندانشان در پست های مدیریتی نیز فعالیت کنند. مانند شرکت هایی با مدارک تحصیلی که دریافت کرده اند در دانشگاه های معتبر که ادعا می کنند حقوق ویژه ای دارند و واقعاً نمی خواهند شهروندان طبقات دیگر را در مورد این موارد آگاه کنند. این مشکل به عدالت طبقاتی ضربه زد. از آنجایی که هم اکنون شاهد چنین اتفاقی در حاکمیت ایران هستیم، عده ای تلاش می کنند با میانجی گری از این مشکلات جلوگیری کنند اما موفق نمی شوند چرا که این آسیب سال هاست در جامعه ایران جا افتاده و نیازمند کار و تحقیقات ساختاری است.

منبع: آرمان ملی